مرتضى مطهرى
1033
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ . برعكس ، آنان كه ايمان آوردند ، عمل شايسته انجام دادند و به آنچه كه بر محمد صلى الله عليه و آله نازل شده است ايمان آوردهاند ، كه آنچه بر او نازل شده است حق و از جانب پروردگارشان است ، خداى متعال گناهان و سيّئات آنها را جبران مىكند ( يعنى گذشتههاى آنها را هم محو مىكند ) و حال آنها را اصلاح مىكند . اينجا در جهت عكس است ، چون عملى كه انسان را به سعادت برساند همان عملى است كه در جهت واقعىاش قرار مىگيرد . عملى كه در جهت واقعى قرار نگيرد در سعادت انسان هيچ [ نقشى ندارد ، ] همان عمل هدر رفته است ؛ « هدر رفته » انسان را به جايى نمىرساند . در اين نقطهء مقابل ، نتيجهء عمل را ذكر مىكند كه نتيجهء عمل اين است كه كارهاى بد گذشتهء آنها را محو مىكند و حال آنها را اصلاح مىكند و در واقع گويى به آنها نيرو مىبخشد . يك عمل ، عمل هدررفته است كه فقط از انسان نيرو مىگيرد و انسان انرژى مصرف مىكند ، و يك عمل ، عمل مفيد است كه به حال او بهبودى مىبخشد . چرا اين گونه است ؟ چرا كافران آنچناناند و مؤمنين اينچنين ؟ مىفرمايد ملاك ، حق و باطل است ؛ براى اينكه آنها راه باطل را در پيش گرفتند ، اينها راه حق را . خاصيت حق اين است و خاصيت باطل آن : ذلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْباطِلَ وَ أَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثالَهُمْ . علت هدر رفتن آن عملها و مفيد واقع شدن و سعادت بخش و نيروبخش بودن اين عملها اين است كه آن در مسير باطل قرار گرفته اين در مسير حق . خاصيت حق و باطل چنين است . بعد آيهاى است كه فرمانى در مورد جهاد مىدهد يا بگوييم فرمان جهاد مىدهد . دوگونه از اين آيه مىشود برداشت كرد . يكى اينكه بگوييم فرمانى در مورد جهاد مىدهد ، ديگر اينكه بگوييم فرمان جهاد مىدهد ؛ در اين صورت معنى آيه فرق مىكند . آيه اين است : فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ آنگاه كه با كافران ملاقات كرديد گردنهايشان را بزنيد ، يعنى آنها را بكشيد . فرمان كشتن است . حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ تا آنگاه كه آنها را از تحرك بيندازيد ، سنگين كنيد ، از پا دربياوريد . اثْخان ، سنگين كردن و از پا درآوردن است يعنى حالتى كه ديگر نيروى آنها به كلى از آنها گرفته شود ، چنان كه در جنگها - چه قديم و چه جديد - گاهى يك طرف بيشتر مىزند و كمتر مىخورد و ديگرى بيشتر مىخورد و كمتر مىزند ولى آن طرف هنوز از تحرك نيفتاده ؛ يك وقت مىرسد به مرحلهاى كه ديگر از تحرك مىافتد . وقتى كه در زبان عربى بگويند : « اثْخَنَهُ الْمَرَضُ » يا بگويند : « اثْخَنَهُ الْجِراح » مقصود اين است كه بيمارى ، او را از تحرك انداخته ، سنگينش كرده و از پا درآورده ، يا جراحتْ او را از پا درآورده است . وقتى كه به اين مرحله رسيد ، از كشتن دست برداريد : فَشُدُّوا الْوَثاقَ پس بندها را محكم كنيد